نظر رهبر درباره مولانا: اصولِ اصولِ اصولِ دین است
کد خبر: ۱۵۷۴۳۰
تعداد نظرات: ۷ نظر
تاریخ انتشار: 2019 September 24    -    ۰۲ مهر ۱۳۹۸ - ۱۷:۴۰

در میان نظرات مختلفی که از فقها و عرفا در خصوص مثنوی وجود دارد، نظر رهبر انقلاب در این رابطه خواندنی است. ایشان در این‌باره می‌فرمایند: «مثنوى؛ که خودش می‌گوید: و هو اصول اصول اصول الدین. واقعاً اعتقاد من هم همین است.»

نظر رهبر درباره مولانا: اصولِ اصولِ اصولِ دین است

در نیمه اول قرن هفتم، کودکی در ایران زمین متولد شد که بعدها آتش در میان نیستان ادب فارسی زد و بیت‌الغزل این خطه شد. کودکی که از همان اوان کودکی در دامان پدری دانشمند و مادری فرزانه پرورش یافت تا ادب و فرهنگ پارسی را شهره آفاق کرد و خود بر تارک آن درخشید.

نام مولانا جلال‌الدین بلخی برای همه ادب دوستان این مرز وبوم و حتی مردمان کوچه و بازار هم آشناست. نیازی نیست تا علامه و اهل فضل باشی تا او را بشناسی، او هم در نزد عالمان جایگاه ویژه‌ای دارد و هم در نظر مردمان عادی ارج و قرب مثال زدنی.

مولانا‌ بزرگ‌ترین‌ شاعر عارف‌ اسلام‌ است‌. بدون‌ ترس‌ از مخالفت‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ در سراسر قلمرو ادبیات‌ عارفانه‌‌ جهان‌، کسی‌ را نمی‌توان‌ یافت‌ که‌ از حیث‌ عمق‌، جامعیت‌ و وسعت صدر نظیر او باشد. در شرق‌ و غرب‌ عارفانی‌ بوده‌اند که‌ شاید تجربه‌های‌ روحانی‌شان‌ با دریافت‌های‌ روحانی‌ مولانا قابل‌ برابری‌ باشد، اما جنبه‌های‌ عاطفی‌ یا شهودی‌ تجربه‌های‌ عارفانه‌‌ آن‌ها با خردی‌ بدین‌ حد روشن‌ و توانا همراه‌ نبوده‌ است‌.

یک بخش مهمى از شعر آئینى ما می‌تواند متوجه مسائل عرفانى و معنوى بشود و این هم یک دریاى عظیمى است.

او میراث‌دار غنای‌ معنوی‌ و عقلی‌ وسیع‌ و متنوعی‌ است‌. وی‌ در بینش‌ عقلی‌ یونانیان‌ تفحص‌ و تأمل‌ کرده‌، دانه‌ را از کاه‌ و مغز را از پوست‌ جدا ساخته‌ است‌. ما اخلاق‌ متین‌ انبیا بنی‌اسراییل‌، بینش‌ پویای‌ حیات‌ اسلامی‌ و عشق‌ همه‌ شمول‌ عیسی‌ مسیح‌ (ع) را در او باز می‌یابیم‌. نمونه بارز این نوع نگاه او را می‌توان در «مثنوی معنوی» اثر سترگ او یافت. اثری که بسیاری از اهالی اندیشه را به تأمل وامی‌دارد و بنا بر قول محمدرضا شفیعی کدکنی، هرچند آن را بخوانی، دریافتی جدید از آن در ذهن متبلور می‌شود.

نظر رهبر معظم انقلاب و شهید مطهری درباره مولانا و مثنوی: اصول اصول اصول دین است

رهبر معظم انقلاب که میان صاحب‌سخنان و اهالی قلم، به عنوان رهبری صاحب نظر و عمیق در حوزه ادبیات کلاسیک و معاصر مطرح‌اند، درباره مثنوی نظر قابل تأملی دارند. ایشان در دیدار شاعران با معظم‌له در شهریور سال 87 با اشاره به کتاب سترگ «مثنوی معنوی» می‌فرمایند: «یک بخش مهمى از شعر آئینى ما می‌تواند متوجه مسائل عرفانى و معنوى بشود و این هم یک دریاى عظیمى است. مثنوی اصول اصول اصول دین است.

شعر مولوى را شما ببینید. اگر فرض کنید کسى به دیوان شمس به خاطر زبان مخصوص و حالت مخصوصش دسترسى نداشته باشد که خیلى از ماها دسترسى نداریم و اگر آن را کسى یک‌قدرى دوردست بداند؛ مثنوى؛ مثنوى؛ که خودش می‌گوید: و هو اصول اصول اصول الدین. واقعاً اعتقاد من هم همین است.

یک وقتى مرحوم آقاى مطهرى از من پرسیدند نظر شما راجع به مثنوى چیست، همین را گفتم. گفتم به نظر من مثنوى همین است که خودش گفته: و هو اصول ... . ایشان گفت کاملاً درست است، من هم عقیده‌‏ام همین است. البته در مورد حافظ یک مقدار با هم اختلاف عقیده داشتیم.»

درباره مثنوی نظرات مختلف و گاه متضادی در میان اهالی اندیشه و عرفان وجود دارد. گاه اثر او را نمونه کاملی از جبر می‌انگارند و گاه مثنوی را کتابی عمیق در بیان راه‌های رسیدن به معرفت الهی.

امام خمینی(ره) نیز در این‌باره نظر جالب و خواندنی‌ای دارند. ایشان درباره مثنوی فرموده‌اند: «کثیرى از ناس شعر مثنوى را جبر می‌دانند و حال آنکه مخالف با جبر است و علت آن این است که آقایان معناى جبر را نمی‌دانند. و چنانکه مرحوم حاجى (حکیم ملا هادی سبزواری) نیز در شرح خود بر مثنوى نتوانسته در شرح و تفسیر، مرام مولوى را برساند؛ زیرا حکیمى قول عارفى را بیان نموده بدون اینکه حظ وافر از قریحه عرفانى داشته باشد و بلاتشبیه مثل این است که ملحدى، مرام نبى مرسلى را شرح کرده باشد.

بیان مرام شخصى قریب الافق بودن با اعتقاد او را لازم دارد، براى شرح قول عارف رومى، مردى صوفى که یک نحوه کشف ذوقى داشته باشد لازم است که آن هم نه با نثر بلکه با نظمى که از روى ذوق عرفانى برخاسته باشد مانند نسیمى که از سطح آبى برمی‌خیزد، به شرح آن بپردازد.»

عصرایران

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۷
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۷/۰۲
24
2
ادبیات پارسی؟؟؟؟ مولانا متولد بلخ هستش و بزرگشده قونیه که هر دو شهر در ایران کنونی نیستند مگر اینکه شما به مرز بین کشورها اعتقادی نداشته باشید. ضمنا اشعار مولوی ترکیبی از کلمات عربی و فارسی هستش و شاید بیشترش عربی
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۱:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۷/۰۳
ایران کنونی بله، ضمنا زبان های همسایه از هم تاثیر متقابل می گیرن بنابراین نمی شه خرده گرفت که زبان عربی هست و یا فارسی! همچنین شما از کجا متوجه شدی که بیشتر عربی هست نه فارسی؟ شما می دونی که دستور زبان عربی توسط ایرانی ها نوشته شده؟ همین یک واقعیت کافیه تا ادعا کنیم که تاثیر زبان فارسی بر عربی بیشتر بوده و نه برعکس
ضمنا هیچ یک از موارد ادعایی شما بیانگر ایرانی نبودنش نیست، چیزی که ماهیت ادمها رو می شناسونه خوی و خصلت و شخصیت و فرهنگ هست که اگر در کتابهای مولانا مطالعه داشته باشید کاملا خودتون چشم بسته خواهید گفت که مولانا افغان هست، ترک، عرب و یا ایرانی
ناشناس
| |
۱۴:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۰۳
مجید دلبندم!! کمی تاریخ و جغرافی بخوان عزیزم. بسیاری از بزرگان این سرزمین بعد از تغییرات سیاسی و جنگهای گذشته، و تغییر مرزها درخارج از ایران تدفین شده اند. التماس تفکر!!!
کیان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۳ - ۱۳۹۸/۰۷/۰۳
0
3
درود . قدر زر زرگر بداند قدر گوهر گوهری .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۰۳
0
4
درود فراوان بر نویسنده این مقاله
رضا تبریز
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۰۹ - ۱۳۹۸/۰۷/۰۳
4
1
نویسنده این متن که خودش تحریف گر است
مولانا جلال الدین رومی !!! (تو کل دنیا هم به همین اسم می شناسن)
کلمه من در آوردی بلخی رو از کجا ضمیمه اسم مولانا کردید
لابد اونم شمس تهرانیه نه تبریزی!
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۹:۲۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۰۳
مولانا زاده بلخه به دلیل اقامتش در قونیه ترکیه که ان زمان روم (هرچند امپراتور روم یا بیزانس تسلطشان برا نواحی را ازدست دادند.) خوانده میشده به رومی مشهور شده. پس بلخی با توجه به زادگه هیچ ایرادی نداره.
کامل اسمش هم اینه: مولانا جلال الدین رومی بلخی یا این مولانا جلال الدین بلخی رومی (بین این دوتا شک دارم)
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار