دلایلی که من مهاجرت نخواهم کرد
bato-adv
bato-adv
کد خبر: ۱۶۳۹۵۵
تعداد نظرات: ۲۵ نظر
تاریخ انتشار: 2019 December 03    -    ۱۲ آذر ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۶
bato-adv
bato-adv
در این مقاله میخوام کمی در مورد مهاجرت صحبت کنم. موضوع مهاجرت موضوع مهمیه که روی خیلی از ابعاد زندگی کردن در ایران تاثیر میذاره ولی کم در موردش صحبت میکنیم. یعنی در مورد پروسه ویزا گرفتن خیلی صحبت میشنوم ولی در مورد خود اصل مهاجرت بحث نمیکنیم. صحبت مهاجرت که می کنیم بیشتر همه موافقیم که «درست نمیشه» و «امیدی نیست» و «جوانیمون داره هدر میره».

دلایلی که من مهاجرت نخواهم کرد

دلایلی که من مهاجرت نخواهم کردبه گزارش «تابناک با تو»؛ خیلی نمیخوام در مورد زندگی خودم صحبت کنم، خلاصه اش اینه که من ۳۸ سالمه و ۱۵ سال از زندگیم رو در کانادا (۵) و نیویورک (۱۰) گذرانده ام و ۱۰ سال پیش (زمستان ۱۳۸۷) به قصد موندن برگشتم ایران.

در این مقاله میخوام کمی در مورد مهاجرت صحبت کنم. موضوع مهاجرت موضوع مهمیه که روی خیلی از ابعاد زندگی کردن در ایران تاثیر میذاره ولی کم در موردش صحبت میکنیم. یعنی در مورد پروسه ویزا گرفتن خیلی صحبت میشنوم ولی در مورد خود اصل مهاجرت بحث نمیکنیم. صحبت مهاجرت که میکنیم بیشتر همه موافقیم که «درست نمیشه» و «امیدی نیست» و «جوانیمون داره هدر میره». هر جا، جز اینجا!

البته باید مشخص کنم که من وقتی در مورد مهاجرت صحبت میکنم، فقط و فقط دارم در مورد مهاجرت قشر متوسط جامعه صحبت میکنم. کسانی که دور و بر من هستند. کسانی که نه تنها شاغل هستند، بلکه کار خوبی دارند. ماشین دارند، صبح ها با اسنپ و تپسی میرن سر کار و یکی از اولویت‌های مهم زندگیشون اینترنت پرسرعته. تمام کسانی که دور و بر من صحبت از مهاجرت میکنند، کسانی هستند که مسیر زندگیشون رو در ایران کم و بیش پیدا کردند. گیج نیستند، ممکنه افسرده باشند، نا‌امید باشند ولی زندگی نسبتا راحتی برای خودشون ایجاد کردند. (خلاصه من چیزی در مورد زندگی اون فردی که مجبوره بره عراق تو نانوایی کارکنه که با پول دیناری که در میاره هزینه داروی مادرش رو بپردازه، نمیدونم.)

خانه پدری

به نظر من ریشه بحث فعلی مهاجرت، ربطی به مهاجرت نداره. به این ربط داره که آینده رو چطور میبینیم و رابطه خودمون رو با نظام چطوری تعریف کردیم. تو این ۱۰-۱۱ سالی که در ایران زندگی میکنم، کم کم دو زاریم افتاده که رابطه مردم و دولت در ایران یکجوری شبیه به رابطه فرزند و پدر (یا دقیق تر بخوام بگم قیم – صغیر) تعریف شده. فرزند و پدری که در حال حاضر هم به هم اعتماد ندارند.

رابطه مردم آمریکا و اروپا با دولت‌هاشون متفاوته. رابطه پدر و فرزندی نیست. دولت آمریکا برای مردمش یک هزینه است. رابطشون را اگر بخواهم تشبیه کنم، دولت خیلی شبیه به مدیر ساختمان هست. هر ماه شارژ میگره و یکسری شرح وظایف و قانون هست که باید طبق آنها بهترین خدمات را به همسایه ها ارائه بده. ممکنه که اگر شارژ را دیر بدی جریمه ات کنه ولی نصیحتت نمیکنه. در نهایت کاری نداره که با کی ازدواج میکنی و چه جور موسیقی گوش میدی، فقط مزاحم بقیه نباش.

اینکه چرا رابطه مردم ایران با دولت به شکل رابطه فرزندی پدری تعریف شده و یا تکامل یافته احتمالا دلایل تاریخی - سیاسی - جغرافیایی زیادی داره، ولی علائمش همه جا هست. مثالهای دم دست شامل: ۱) سانسور محتوا. وظیفه پدر و مادرها این هست که محتوایی که کودکان و نوجوانانشان مشاهده میکنند و میخوانند را کنترل کنند. بچه ۵ سال رو نمیشه نشوند جلوی سریال گیم آو ترونز. ۲) هزینه تحصیل و دارو. من در آمریکا یک بار دستم رو بریدم و رفتم اورژانس، بخیه زدن و متخصص نگاه کرد که تاندون صدمه ندیده باشه. در آخر قبضی که بهم دادن ۶۰۰ دلار بود! ایران هم دستم رو بریدم، اورژانس اینجا فکر کنم کلا کمتر از ۵۰ هزار تومان (۵ دلار) خرج روی دستم گذاشت. ۳) پول تو جیبی و سوبسید‌های مختلف. یارانه؟‌ سوبسید روی قیمت بنزین؟‌ این ایده ها از کجا اومده؟ وقتی ۱۷ سالمونه و خانه پدری زندگی میکنیم این انتظارها رو از والدینمان داریم که ماهانه بهمون پرداخت کنند، ولی به عنوان ملت آیا فرزند دولت هستیم؟ ۴) تنبیه!‌ خیلی وقت ها به طور مضحکی توسط نظام تنبیه میشیم. بچه بدی بودیم با کبریت بازی کردیم. ۱ هفته اینترنت خونه قطعه فقط میتونیم تابناک بخونیم!

من جامعه شناس نیستم ولی حدس میزنم که این طرز نگاه و این پارادایم پدری و فرزندی رو مردم نه تنها پذیرفتند بلکه ایجاد کردند. مردم افسار کشور رو کاملا به «بزرگتر» سپردن. بیشترین سوالی که من میشنوم اینه که پس کِی قراره این سیاست‌مداران کشور رو برای ما درست کنند؟ متولی‌های (والدین) کشور چرا بهتر مدیریت نمیکنند؟ این سوالها بیشتر شبیه سوال «کی میریم مسافرت؟»، که بچه‌ها تو تعطیلات تابستانی از پدراشون میپرسند. نه سوال‌هایی که آدم های بالغ از دیگر افراد بالغ بپرسند.

این حقیقت رو نمیشه انکار کرد که ما در حال حاضر هم نسبت به کشورهای غربی سوبسید بیشتری میگیرم و هم نسبت به آنها مالیات بسیار کمی پرداخت میکنیم. مالیات بر حقوق تنها ۹٪ است و همه میدانیم که فرار مالیاتی شرکت‌های خصوصی یک اصل جا افتاده و معمولیه. حدس میزنم از ۱۰۰ نفری که این مقاله را میخوانند، حداقل ۵۰ نفر حقوقی که به دولت اعلام میکنند بسیار کمتر از حقوقی است که دریافت میکنند. مالیاتی که الان داریم پرداخت میکنیم در حد اینکه داریم میریم خونه، بابا زنگ میزنه میگه سر راه نون بخر!

(میدونم، میدونم این وسط نفت نقش پررنگی بازی میکنه و نمیخوام موضوع رو خیلی پیچیده کنم. فقط این را یادآور میشم که آمریکا خودش در حال حاضر ۴ برابر ایران نفت تولید میکنه و تولیدش نسبت جمعیت هم خیلی فرق چندانی با ما نداره. با این حال آمریکایی ها یک اصطلاحی دارند که ۲ چیز در زندگی حتمی ست، یکی مرگ، یکی مالیات. شما برو به کارفرمای آمریکایی بگو که چون نفت زیاد تولید میکنیم بیا حقوق من رو پایینتر اعلام کن که کمتر مالیات بدم، ببین چطوری نگات میکنه.)

تاکید میکنم که موضوع این مقاله این نیست که مالیات بدیم یا ندیم، ۲ دفتره باشیم یا نباشیم. ولی باید چند قدم به عقب برداریم و رابطه‌ای که با دولت داریم را کمی دقیق تر بررسی کنیم. اگر میخواهیم رابطه که با دولت داریم را تغییر دهیم و بیشتر شبیه به جوامع اروپایی و آمریکایی باشیم، آیا حاضریم مالیات بیشتری بدیم؟

فرار از خانه

اینکه رابطه مردم ایران با دولتشان رابطه فرزندی/پدری هست، نه درسته نه غلط. من شخصا هیچ نظری ندارم که رابطه در کل باید چه شکلی باشه. میدونم که رابطه‌ای که مردم آمریکا با دولتشان دارن هم خیلی مشکلات دارد و خیلی جاها باعث تنش و عصبانیت میشه. مهم اینه که انتظاراتمان با واقعیت‌های جامعه مطابقت داشته باشد که بتونیم موقعیت خودمون رو درست بسنجیم. در حال حاضر به نظر نمیرسه که انتظاراتمون با واقعیت‌ها مطابقت داره. و حدس میزنم که تصاویری که از خارج از ایران دریافت میکنیم در شکل دادن انتظاراتمان خیلی موثر هستند.

کسانی که شعار مهاجرت میدهند در واقع دارن با پدرشون قهر میکنند و از خانه فرار میکنند. خیلی هم براشون مهمه که همه بدونن که بریدن و دیگه نمیتونن تحمل کنن. این افراد از خانه که خارج میشند، مستقل‌تر میشن، سختی‌های زیاد میکشند و هزینه‌های هنگفت پرداخت میکنند و در نهایت بعد از سالها زندگی در کشور جدید به تدریج متوجه این نکته میشند که کشور جدید هم پدر خوبی نیست. چون اصلا پدر نیست. مدیر ساختمانه. مهمترین وظیفه‌اش اینه که شارژ رو جمع کند و خرج مشکلات ساختمان کنه. همین. و در نهایت سیاست مداران خارج با شرف‌تر از سیاست‌مداران ایرانی نیستند. شرح وظایف فرق میکنه. و تنها چیزی که رابطشون رو با دولت جدید تعریف میکنه مالیاته و مرگ.

دلایلی که در ایران میمانم

مهاجرت ذاتا چیز بدی نیست به هیچ وجه. بستگی داره که از زندگی چی میخواهی، یک برنامه‌نویس شاید همیشه آرزو داشته که در گوگل کار کند، و سعی و تلاش میکند که به این آرزو برسد. من شخصا یک سری آرزوهای دیگر دارم که باعث میشود ایران را ترجیح دهم. دلایلم برای ماندن را اینطوری خلاصه میکنم:

۱) میخوام کنار خانواده‌ام باشم. خودم را خیلی خوش‌شانس میدونم که مادر پدر، مادربزرگ و خاله‌ و دایی‌ و عمه و عمویی دارم که واقعا از معاشرت کردن باهاشون لذت میبرم. شانس آوردم که سالی که به ایران برگشتم، تونستم ۲ سال از سالهای آخر زندگی پدربزرگم رو ببینم. به چیزهایی که پدربزرگم بهم یاد داده، شاید نه هر روز ولی هر هفته فکر میکنم. از دید من خوبی خانواده بزرگ اینه که میتونی قهرمانهات رو انتخاب کنی. شاید تو کار کردن میخوای شبیه پدرت باشی، ولی تو خوشگذرونی به عموت نگاه کنی. من این شانس رو دارم که موفقیت‌ها (و بعضی وقتی‌ها شکست‌های) همه این افراد رو الگو مسیر راه خودم قرار بدم. و قاعدتا فرزندم هم میتونه از این فامیل بزرگ بهره ببره.

۲) میخوام تاثیر گذار باشم. قطعا من به عنوان یک ایرانی در ایران خیلی بیشتر از یک مهاجر در آمریکا یا کانادا یا استرالیا تاثیر خواهم گذاشت. همیشه کار کردن برام مهم بوده ولی سعی کردم که کارم معنی دار باشه و در کنارش کارهایی که به نفع جامعه هست هم انجام بدم. درسالهای گذشته مدیریت کانون کارآفرینی ایران رو به عهده داشتم، و الان که یک استارتاپ بنیانگذاری کردم، سعی میکنم کنارش همفکر هم هر هفته برگزار بشه. شاید خارج از ایران هم تاثیر گذار باشم ولی اونها به من احتیاج ندارن، دارن؟

۳) میخوام شاهد باشم. یک آزمایشی رو ۱۰۰ سال پیش با مشروطه شروع کردیم و میخوام تکامل این آزمایش رو ببینم. از نظر تاریخی برام جالبه!‌ میخوام تجربه دسته اول از وقایع ایران داشته باشم. فرناز قاضی‌زاده، تریتا پارسی و عبدالکریم سروش شاید اخبار ایران رو به دقت دنبال کنند، ولی از دور دارن یک پازلی رو سرهم میکنند که خیلی از قطعات آن رو ندارند. فقط با بودن و تجربه کردن و زندگی کردن در کنار بقیه میشه تاریخ معاصر ایران رو نوشت. برای مثال دوست دارم ۵۰ سال دیگه بگم که بودم هفته ای که اینترنت رو قطع کردند. حسی که اون هفته داشتم، دسته دوم به من منتقل نشده. اون حسِ بی احترامی رو عمیقا تجربه کردم و یادم نخواهد رفت.

اینکه مهاجرت کنم برم خارج... صبح ها بلند شم، سوار هوندا سیویکم بشم برم سرکار، یوتوب رو بدون فیلترشکن نگاه کنم، عصر بیام خونه بشینم جلوی بی‌بی‌سی، اخبار ایران رو از دور دنبال کنم، شکنجه‌ست! یک چیزی که ایرانیهای مهاجر هیچ وقت اعتراف نمیکنند اینکه وقتی اخبار بد از داخل ایران میشنوند، ته دلشون، ناخداگاه، کمی خوشحال میشند. چون با هر اتفاق بد، تصمیمی که گرفته بودند درست تر جلوه میکنه و این حس خوشحالی، به راحتی و آسایشی که ممکنه خارج برای من داشته باشه نمی ارزه.

۴) من امید دارم. نه به شرایط یا دولت‌مردان یا دیگران. حتی به این آزمایشی که ۱۰۰ سال پیش شروع کردیم هم لزوما امید نبستم. هیچ تضمینی نیست که همه چی درست بشه. هیچ تضمینی نیست که بتونیم راه خودمون رو پیدا کنیم. ولی به خودم امید دارم. باور دارم که در بدترین شرایط هم میتونم گلیم خودم رو از آب بیرون بکشم. حتی اگر سوبسیدها قطع بشه و حتی اگر مالیاتها بالاتر بره. حتی اگر غیره… مدام داریم از هم سوال میکنیم که امید داریم یا نه؟ ولی مشخص نیست به کی و چی قراره امید داشته باشیم غیر از خودمون؟

۵) راحت طلب نیستم. البرت کوماس یه جمله داره که ترجمه عامیانش میشه: «اگر به چیزی باور داریم ولی امیدی نمیبینیم، مسخره‌ست که براش بجنگیم، ولی تسلیم شدن و نجنگیدم هم به همون اندازه مسخره‌ست! و سربلندی فقط تو راه دومه». در این شرایط من دنبال آرامش نیستم. نمیدونم چرا ولی خوشحالی رو با راحتی یکی نمیدونم.

در آخر میخوام اضافه کنم که اصلا قصدم بی‌احترامی به شما که تصمیم گرفتی مهاجرت کنی نیست. مهاجرت کردن یک تصمیم شخصیه و می‌تونه باعث و بنیان یک توسعه و پیشرفت شخصی بشه، و میدونم که لازم نیست که حتما داخل مرزها باشی که به کشورت ارزش برسونی. ایرانی‌های زیادی ارزشهای بی شماری از خارج به کشورشون رساندند و حتما شما هم جزو آنهایی. قصدم فقط به اشتراک گذاشتن تجربیات و عقاید خودمه. فکر میکنم قشری از مردم با اینکه شرایط رو خوب درک میکنند ولی تصمیم گرفتند که بمونند و در این روزها که همهمه‌ مهاجرت همه کانالها و مهمونی‌ها رو پرکرده، حرف این قشر هم باید شنیده بشه.

منبع: ویرگول

bato-adv
bato-adv
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲۵
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۲
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
6
26
بايد از ايران رفت براي كسب علم و دانشهاي نوين و تجربه و مهارت و بايد به ايران بازگشت براي ساختن ايران و در انتقال سرمايه و دانش و تجربه، اما شوربختانه اين جريان وارونه شده است، يعني استعدادهاي علمي و با تجربه ها همراه با سرمايه براي أسايس و ازاديهاي فردي از ايران خارج مي شوند و باز نمي گزدند، براورد مي شود در حدود هفت ميليون ايراني در خارج از كشور به سر مي برند، از دست دادن اين سرمايه انساني و مادي براي هر كشوري در حكم فاجعه است، اگر اين افراد بتوانند از اسايش فردي خود براي ساختن كشور بگذرند يقينا در فردايي نزديك اسايش و ازادي فردي نيز در كشور خواهند داشت و اين نمي شود مگر در سايه ميهن دوستي، بنابراين ريشه اين مشكل را بايد در از بين رفتن حس ملي گرايي ايرانيان جست
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۵:۴۶ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
حرف زدن شما مثل مسئولین هست!!!!!
ناشناس
| |
۱۶:۱۰ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
نه اقاجان، مثل كسي است كه به كشورش مي انديشد و دل مي سوزاند، ايكاش مسيولين نيز همينطور باشند، ضمنا همه ايرانيان بايد به اين سمت و سو بروند كه مطالبه گر باشند، انقدر مردم ما به گستاخي مسيولين عادت كرده اند كه وجودكسي مانند من برايتان عجيب مي نمايد در حاليكه بايد وارونه باشد
ناشناس
| |
۰۸:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۳
کاملا درسته.اغلب قشر متوسطی که مهاجرت میکنن تحصیل کرده هایی هستند که از بیت المال براشون هزینه شده وحالا که وقت بازپس دهی اون هزینه هاست مهاجرت میکنن وبعد مدعی
هستند که پول نفت کجا رفته که به اونها نرسیده؟؟؟؟
ناشناس
|
Netherlands
|
۱۱:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
6
51
منم از خارج ایران اینو به تو میگم تو اصلا خارج ایران نبودی
پاسخ ها
حسین
| |
۱۵:۱۹ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
منم از داخل ایران بهت میگم که تو هم داخل ایرانی فقط با فیلتر شکن وصل شدی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
0
51
اگه مهاجرت خوب نبود الان فرزندان مسئولین ما خارج نبودن!!!!!!!
پاسخ ها
ناشناس
| |
۰۸:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۳
این آقا نگفتن بده فقط تجربه خودشون رو انتقال دادن .همه جا میگین همدیگه را قضاوت نکنین اینجا هم بگین
Armin
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۲۹ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
1
30
غير از بحث خانواده ، هيچ اميدي به ماندن در ايران نيست، مهاجرت هم كه خيلي سخته، كشور براي پناهندگي معرفي كنيد لطفا! بابا والله خسته شديم، يكبار ميخوايم زندگي كنيم نه بيشتر!آيا در ايران با اين وضع آينده اي روشن را ميشود متصور شد!؟
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۶:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
جالبه که شما روی هر مقاله ای که در مورد مهاجرت باشه همین متن ثابت رو مینویسی!!!
ناشناس
| |
۱۶:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۳
كاملا درست گفتين دوست عزيز، كشوري مانند ايران كه ارزشهاي اخلاقي جامعه همانند اخلاق و همچنين شاخصاي اقتصادي كشور در حال انحطاط و سقوطه جاي زندگي نيست
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۱۶ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
0
22
همه چی رو مقایسه کردی غیر از آزادی و درآمد و تکنولوژی آمریکا و اروپا با ایران را
جواد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۳ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
2
14
خودت به این نوشت ایمان داری
اگر نداری که اون دتیا پاسخ خزعبلاتی که بافتی ان شاالله خواهی گرفت
پاسخ ها
ناشناس
| |
۰۸:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۳
شما به اون دنیا اعتقاد داشتی توهین نمیکردی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
0
32
دوست عزیز خوب نوشته ای اما مهمترین تفاوت را ننوشته ای. اینکه در عرض چند روز داراییت به ربع تقلیل می یابد. اینکه هزینه های زندگیت یک مرتبه 50 درصد افزایش می یابد. اینکه برنامه ریزی دراز مدت کرده ای و پس انداز که خانه یا ماشین بخری و ناگهان همه برنامه ات به هم می خورد و ماشین و خانه ای که در آستانه خریدنش بودی چنان اوج می گیرند که حتی نصف آنها را هم نمی توانی بخری. اینکه اقتصاد رانتی است و بی عدالتی فراگیر. اینکه شعار فراوان است اما عمل ناچیز. اینکه فرزندت آینده ای ندارد در وطن خویش و ناچار باید ترک وطن کند. همه می دانند مهاجرت سخت است، یکی از بزرگترین تنش هایی که به انسان وارد می شود در اثر کندن از وطن است اما چه برایمان ساخته اند که جوانانمان با سختی خود را رها می کنند و دیگران برایشان دعا که بتوانند غربت را تحمل کنند. اما تحمل غربت بهتر از تحمل بی عدالتی و بی ثباتی است.
پاسخ ها
ناشناس
| |
۲۳:۲۵ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
علاوه بر همه اینها هر روز داستان یک اختلاس و دزدی و رانت خواری رو بشنویم و احساس کنیم که وسط یک مشت آدم بی وجدان داریم زندگی می کنیم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۴ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
3
16
دلایل ماندن شما خیلی سطحیه.

مهاجرت همیشه خوب بوده است. از پرنده ها یاد بگیر. مهاجرت حساب شده، شرایط زندگی را بشدت مساعد میکند.
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۱:۲۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۳
هر سال مهاجرت مي كنند و دوباره بر مي گردند به موطن اصلي
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
1
6
یکی از دلایل مهم من برای عدم مهاجرت این است که دستشویی آنجا به جای آب دستمال دارند و این برای من غیر قابل تحمل است .
اسفندیار
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
0
7
شما که میگی مدیر کانون کارآفرینی بودی حتما به یه جایی وصلی و نفست از جای گرم در میاد وگرنه مهاجرت بهترین گزینه تو این شرایطه.
هادی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۰۶ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
1
4
ای کاش این مقاله را کسی می نوشت که تجربه زندگی در خارج داشت و برگشت ایران ، این دلایلی که نوشته اصلا واقعی نیست چه از لحاظ مثبت و چه از لحاظ منفی. اگر فقط یک بار در هواپیمای که از فرودگاه امام به سمت خارج می رود نشسته باشی دقیقا متوجه می شوی که قضیه فرار نیست!!!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
0
0
هر سال مهاجرت مي كنند و دوباره بر مي گردند به موطن اصلي
مجید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۳
1
9
برادر من یه روانشناسم، دکتراشم دارم اتفاقا از دانشگاه بهشتی هم دارمش، چیزی که نوشتی از طرف فردی نوشتی که طبق گفته های خودت از 12، 13 سالگی اونجا بودی، تو شرایط خوبی بزرگ شدی، امکانات رفاهی و آزادی و آموزش پرورش درجه یک و هر آنچه برای رشد لازم داشتی رو در اختیارت گذاشتن، حتی فعالیتهای ورزشیت هم سرجاش بود، اینکه امید داشته باشی و امید بدی خیلی خوبه، ولی موضوع اینه که امثال من اصلا شما رو درک نمیکنیم، و همچنین شما هم مردم رنج کشیده ایران رو درک نمیکنی
کشوری که شما توش به بلوغ اجتماعی رسیدی با کشوری که الان توش هستی خیلی فرق میکنه، یه جورایی عرصه برات تنگ نشده، تا 28 سالگی هم اونجا کارکردی فکر میکنم اونقدری با خودت دلار آوردی که اینجا زندگی خوبی برای خودت دست و پا کنی
کسانی که مهاجرت میکنن، میرن اونور که به تلاشهاشون ارزش داده بشه، حق الزحمه تلاشها رو بگیرن، اکثر کسانی هم که میرن ادمای تحصیلکرده هستند و خیلی ادمای گیجی نیستند و فکر میکنم اندازه شما هم میتونند تحلیل کنن مسائل رو، شما سهم 15 ساله ات رو اونجا بودی
اجازه بده اینایی هم کهدنبال مهاجرت هستند 15 سال اونجا باشن بعد اونوقت شاید صحبت های همدیگر رو بهتر متوجه بشین
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۱:۲۱ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۳
خر شناس هم نيستيد وگرنه خودتون را بهتر مي شناختيد شما روانشناسها
ناشناس
|
United States
|
۰۷:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۳
4
4
از ایران باید رفت. لطفا تبلیغ منفی نکنید.
نام:
ایمیل:
* نظر:
bato-adv
bato-adv
آخرین اخبار
bato-adv