جنگ؛ ادراک گذشتهٔ تاریخی انسان‌های ماقبل مدرن
bato-adv
کد خبر: ۱۵۱۷۶۵
تاریخ انتشار: 2019 July 26    -    ۰۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۰
جنگ طلبی یک کشور موجب انزوا و تنازل وضعیت زیستی و معیشتی و معنوی آن خواهد شد؛ لذا هیچ کشوری جنگ را برای بقا برنمی‌گزیند. اگر کشوری یا ذهنیتی در چنین موقعیت و وضعیت ادراکی باقی بوده باشد نشانهٔ فقدان درک امر واقع در روزگار خویش بوده، زیرا که این از علائم ادارکی گذشتهٔ تاریخی انسان‌های ماقبل مدرن است.

جنگ؛ ادارک گذشتهٔ تاریخی انسان‌های ماقبل مدرن

جنگ؛ ادارک گذشتهٔ تاریخی انسان‌های ماقبل مدرن«تابناک باتو» ـ جنگ برای هیچ کشوری خوب نیست، اما چرا در برخی مواقع اصرار بر جنگ می‌گردد؟
پاسخ به این سؤال در منظر تاریخی و اجتماعی و سیاسی متفاوت است. از نظر تاریخی جنگ و منازعه و فتح خاک و مال و اموال دیگران راه توسعه بوده است. از منظر اجتماعی، روش زیست به گونه‌ای بوده است که مرد جنگی و کشور جنگ طلب کشور قدرتمندی به نظر می‌رسیده است.

از نگاه سیاسی جنگ وسیلهٔ تحکیم قدرت صاحبان قدرت تلقی می‌شده است؛ اما امروزه همهٔ این پیش گفته‌ها از حیز انتفاع خارج شده است و جنگ دیگر راه توسعه نیست و وجههٔ حماسی و ارزشی ندارد و البته نشانهٔ عقب ماندگی است. برای همین جنگ طلب‌ترین اشخاص و کشور‌ها مدعی صلح هستند!

خلاصه آنکه جنگ دیگر موجب تحکیم قدرت نیست، چون جنگ از بنیاد‌های فرو ریختهٔ ارزش‌های ذهن بشر قرن بیست و یکم است.

جنگ؛ ادارک گذشتهٔ تاریخی انسان‌های ماقبل مدرن

جنگ طلبی یک کشور موجب انزوا و تنازل وضعیت زیستی و معیشتی و معنوی آن خواهد شد؛ لذا هیچ کشوری جنگ را برای بقا برنمی‌گزیند. اگر کشوری یا ذهنیتی در چنین موقعیت و وضعیت ادراکی باقی بوده باشد نشانهٔ فقدان درک امر واقع در روزگار خویش بوده، زیرا که این از علائم ادراکی گذشتهٔ تاریخی انسان‌های ماقبل مدرن است.

زیستن در وضعیت ذهنی گذشته موجب درک نادرست مناسبات اجتماعی و سیاسی بشر امروز می‌گردد. اگر در کشوری مناسبات گذشته تاریخی انسان دیروز، برای بشر امروز دیکته شود امکان تطابق مردم با تصورات تاریخی ممکن نخواهد شد. مفاهیمی که در زمان خود معرف مناسبات بشر روزگار خود بوده است، اصرار بر بقای آن برای این عصر علامت غلط ادراکی و زیستی ل‌ست! جنگ از آن موضوعات است.

اگر در کشوری اصالت با جنگ باشد و خود را به در و دیوار بزنند که در جنگی و منازعه‌ای شرکت و یا آن‌را بپا کنند، نشانهٔ همین تصور تاریخی بشر قدیم است که توسعه و تحکیم قدرت را در منازعه می‌دیده است! در حالی که مدت‌هاست چنین فرضی ابطال شده است! و انسان به ارزش‌های دیگری پیوند خورده و هیچ گاه برای جنگ ارزش گذشته را قایل نیست.

اما سؤال این است که اگر جنگ از ارزش‌های بشری خارج شده است پس چرا چنین ذهنیتی هنوز پیروان پروپا قرص دارد؟

یکی از پاسخ‌ها این است که تمام ارزش‌های غیر اخلاقی پیرو دارد! پیروان آن چرا پیروی می‌کنند؟ دروغ در نظام ارزش انسانی مقبول نیست، اما پیروانی دارد که به وفور از آن استفاده می‌کنند، چرا که از منافع نامشروع دروغ بهره می‌برند.
جنگ نیز از چنین وضعیتی در جوامع بشری برخوردار است. برخی از حاکمیت‌ها فقط با ایجاد جنگ می‌توانند به بقای خود مدتی ادامه دهند! آن‌ها می‌توانند به وسیله جنگ از خود در برابر سایر ارزش‌های بشری مانند دمکراسی مقاومت کنند. هر جامعه‌ای که ارزش‌های بشری در زندگی آن‌ها جاری و ساری‌ است از ضد ارزش‌های اخلاقی به همان اندازه دور است. در جامعه‌ای که ارزش‌های اخلاقی در دستان حاکمیت و قدرت تعبیر و تفسیر می‌شود، اگر موضوع و مفهوم غیر اخلاقی نیز استفاده‌ای برای تحکیم قدرت داشته باشد، مقبول و رنگ اخلاقی و ارزشی به آن داده می‌شود.

کانال تحلیل اجتماعی

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار