راز هیولای قلعه گلامز چه بود؟!
bato-adv
bato-adv
کد خبر: ۲۸۲۶۱
تعداد نظرات: ۱۷ نظر
تاریخ انتشار: 2016 April 02    -    ۱۴ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۳
اول باید درباره ی قلعه ی گلامز بدانیم. قلعه ی گلامز از مشهورترین قلعه های موجود در اسکاتلند است، نه به خاطر اینکه یک قلعه ی قدیمی و تاریخی است، بلکه به خاطر داستان هایی که درباره اش گفته اند به چنین شهرتی دست پیدا کرده است.
راز هیولای قلعه گلامز چه بود؟!  برای مدتی طولانی مردم با شک و ترس پیرامون معمای ترسناکی که قلعه ی گلامز را دربرگرفته سخن می گفتند. آن ها از وارث قانونی قلعه صحبت می کردند که در داخل یکی از اتاق های مخفی قلعه پنهان شده است؛ از راهروها و دهلیزهایی تاریک و اتاق های سرد و بی روح سخن می گفتند و از چهره های رنگ پریده که در تاریکی و سکوت به آن ها خیره شده بودند.

راز هیولای قلعه گلامز چه بود؟!

اما حقیقت چیست و چه رازی در پشت دیوارهای قلعه ی گلامز نهفته است که خواب را از چشم های کسانی که آن را دیده اند می رباید؟

اول باید درباره ی قلعه ی گلامز بدانیم. قلعه ی گلامز از مشهورترین قلعه های موجود در اسکاتلند است، نه به خاطر اینکه یک قلعه ی قدیمی و تاریخی است، بلکه به خاطر داستان هایی که درباره اش گفته اند به چنین شهرتی دست پیدا کرده است.

این قلعه به خانواده ی اعیانی لیون Lyon تعلق دارد. از دیوارهای این قلعه بوی تاریخ استشمام می شود؛ بویی تاریخی که با حوادثی ترسناک، خونین و خیانت بار عجین شده است.

در اینجا به یکی از مشهورترین داستانی که درباره اش گفته می شود، اشاره می کنیم.

اتاق مخفی


نخستین گزارش موثق از این قلعه در سال ۱۹۰۸در یک روزنامه محلی منتشر شد. نویسنده ی مقاله نوشت که داستان این اتاق به سال ۱۸۴۰ بازمی گردد و او آن داستان را زمانی که کودک بوده، از زبان بزرگترهایش شنیده است. داستان درباره ی کسی بود که در یکی از اتاق های قلعه حبس شده و اهالی قلعه نمی خواستند کسی او را ببیند و نه خبری از او بشنود؛ چه در دوران زندگی و چه پس از مرگ. این فرد زندانی شده در قلعه که بعدها مردم نام هیولا را گذاشتند، کسی نبود جز به ارث برنده ی ثروتی کلان و افسانه ای.

راز هیولای قلعه گلامز چه بود؟!

هیولا که بود؟


درباره ی اینکه هیولای قلعه ی گلامز کیست، نظریات مختلفی وجود دارد. گفته می شود او اولین پسر لرد گلامز و همسرش شارلوت بوده است. آنها بعد از یک سال زندگی مشترک در سال ۱۸۲۱صاحب فرزندی شدند که شایع شد در زمان تولد مرده است. اما حقیقت چیز دیگری بود. آن پسرک تازه متولد شده آن طور که پدرو مادرش می گفتند، نمرده بود، بلکه به اجبار در اتاقی مخفی در داخل قلعه پنهان شد و خانم خدمتکاری مسئوليت تربيت و نگهداری او را پنهانی و به دور از چشم سایر ساکنان بر عهده گرفت. این گونه بود که آن پسرک بیچاره از حق قانونی و طبیعی خود در به یدک کشیدن لقب و فامیلی خانواده و ثروت آن محروم شد تا همه چیز به نفع پسری تمام شود که پس از او متولد شد.

اما چرا؟


علت اصلی این بود که پسرک دارای چهره ای عجیب و غیرعادی بوده است، به گونه ای که سر او کامل به کتف هایش چسبیده بود وبدنش شبیه یک توپ گرد و بدون انحنا و تورفتگی به چشم می خورد و دست ها و پاهایش یک راست به شانه هایش چسبیده بودند؛ شبیه عروسک های پارچه ای.

پدر و مادر او نمی خواستند که چنین موجودی شرافت خانوادگی و آوازه ی اشرافی آن ها را از بین ببرد. از این رو، پسرک را که توماس نام داشت، در اتاقی برای همیشه پنهان کردند، تنها کسی که از این راز با خبر بود، برادری بود که پس از او متولد شده بود.

در آن اتاق سرد و تاریک توماس بقیه ی زندگی خود را گذرانید. تنها یک اتاق بی روح و بی رونق بود که او در آنجا زندگی می کردو پنجره ی رو به آسمان اتاق که شب ها گشوده می شد، تنها روزنه ای بود که توماس می توانست از آن بوی آزادی را استشمام کند. خدمتکار او گاهی شبانه او را بر روی ارابه ای آهنی می گذاشت و در تاریکی شب و به حیاط خالی قلعه می آوردتا کمی تفریح کند،بر اساس شواهد تاریخی هیچکس نباید از راز توماس آگاه می شد، یکی از خدمتکاران قلعه که دختری کنجکاو بود به دلیل
دانستن راز توماس زبانش را قطع کردند و او را کشتند.

مرگ توماس، هیولای قلعه ی گلامز


درباره ی مرگ توماس شایعات زیادی وجود دارد. یکی از معروف ترین آنها این است که برادرش او و خدمتکار را در اتاق محبوس کرده و از رسیدن آب و غذا به آن ها جلوگیری کرد. کسانی که به این قلعه رفته اند می گویند که صدای توماس را می شنوند که ناله می کند و در شب های سرد زمستان، صدای ارابه آهنی را که روی زمین کشیده می شود، می شنوند و وقتی به سوی صدا می روند، چیزی پیدا نمی کنند.

امروزه قلعه ی گلامز بنا بر همین شایعات یکی از قلعه های تاریخی پربازدید جهان به شمار می رود و هر ساله پذیرای افرادی است که می خواهند صدای ارابه های آهنی را در شب های سرد بشنوند. به این قلعه، قلعه اشباح نیز گفته می شود.

Castle of spirits.com
The Monster of Glamis
Smithsonianmag.com
سعیده ملایی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱۷
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
زینال بندری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
33
258
ما باید از ستمدیدگان جهان حمایت کنیم پس لازم است به واسطه ظلمی که این بریتانیای خبیث در حق توماس روا داشته خیابانی را در تهران به نام توماس نامگذاری کنیم
پاسخ ها
لیلی
| |
۱۷:۱۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۷
خیلی باحال بووووووووووووووووود...میگم این زینال خان داره کم کم تبدیل میشه به ستاره...ولی حیف که همیشه پشت ابره...!!!طنز نوشته هات منو داغون کرده زینال بندری.........................................................................................................
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
148
18
برخی ها با دادن نظرات مسخره می خواهند که خود را مطرح کنند. البته آقای بندری شما انسان خیلی محترمی هستی
پاسخ ها
زوبین بندری
| |
۱۳:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
آقا مهدی جون تو که میگی دایی زینی خیلی محترم است پس منظورت کیه؟
با این همه منفی که خوردی یه مدت توی خیابان آفتابی نشو
مرسلی
| |
۰۸:۲۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۶
آقای زینال بندری از اولیا و اوتاد هستند و طرفداران بسیاری دارند ایشون، نظرشون هم بسسسیار منطقی و درخور توجه می باشد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۴۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
12
96
زینال بندری واقعا خیلی با مزه بود ،کلی خندیدم .
ناشناس
|
United States
|
۱۶:۳۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
0
0
ظلمی که در حق توماس شده جبرانش فرا تر از نام یک خیابانه باید شهر را بنام او کرد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
5
18
بابا بیخیال این روزنامه نگارها هم مارو سرکار گذاشتن. خوب بود کلی خندیدیم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۴ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
12
33
افرين جناب بندري واقعا كه گل گفتي
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
6
23
یه روش خوب برای جذب پول و توریست
وحید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
4
23
کاش یک عکس هم از آقای توماس برامون میذاشتی
پاسخ ها
جلال
| |
۰۹:۰۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
عكس نميخاد كه.چشماتو ببند و با تعريفي كه نوشته تو ذهنت تجسمش كن.واي چه قد خنديدم
میثم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
1
16
البته بنا به اونچه که من درباره گلامز شنیدم جنایتهای بیشتری دراین قلعه اتفاق افتاده. که این یکی از اونهاست...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۴ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
0
0
من دقت کردم تو هرجای دنیا برای اینکه بازدید از یه مکانی زیاد بشه پشت سرش یه داستانی حالا راست یا دروغ می سازن،و فی الواقع تاریخ سازی می کنند اما در کشور عزیزمون ایران با وجود آثار باستانی و داستانهای جذابی که پشت آنها هست چنین تبلیغاتی صورت نمی گیره .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
3
7
چاخان بازی رایج اسکاتلندی برای جذب توریست
لونا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۴ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
2
4
طفلکی طوماس
لونا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۱ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
2
4
طفلکی طوماس
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
نیازمندیها
بلیت هواپیما چارتر