مخمصه وحشتناکِ دختر جوان با ارتباط عاشقانه
bato-adv
bato-adv
کد خبر: ۱۹۷۱۲۱
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: 2020 November 29    -    ۰۹ آذر ۱۳۹۹ - ۱۲:۰۰
روزی که از نیروی انتظامی با من تماس گرفتند و درباره حساب بانکی از من سوال کردند خیلی متعجب شدم چرا که کارت و رمز بانکی آن حساب دست شریکم بود که از مدتی قبل به قصد ازدواج با هم در فضای مجازی آشنا شده بودیم. آن جا بود که فهمیدم چه بلای وحشتناکی بر سرم آمده است و ...

روزی که از نیروی انتظامی با من تماس گرفتند و درباره حساب بانکی از من سوال کردند خیلی متعجب شدم چرا که کارت و رمز بانکی آن حساب دست شریکم بود که از مدتی قبل به قصد ازدواج با هم در فضای مجازی آشنا شده بودیم. آن جا بود که فهمیدم چه بلای وحشتناکی بر سرم آمده است و ...

دختر 18ساله ای که با یک ارتباط عاشقانه در فضای مجازی دچار مخمصه عجیبی شده بود، درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری قاسم آباد مشهد گفت: مادرم به دلیل ازدواج با پسرخاله اش دچار مشکلات بارداری شده بود و مدام فرزندانش سقط می شدند تا این که از شهر محل سکونتمان به مشهد مهاجرت کردند و پس از درمان های متوالی در مراکز ژنتیکی و نازایی، بالاخره صاحب دو دختر شدند اما پدرم که عاشق فرزند پسر بود مخفیانه در همان شهر محل سکونتمان با زن دیگری ازدواج کرده بود.

مادرم وقتی ماجرا را فهمید، در مشهد ماند و برای تامین مخارج زندگی به کارگری در خانه های مردم پرداخت. از سوی دیگر پدرم نیز با همسر دومش در شهرستان زندگی می کرد و هفته ای یک بار به ما سر می زد. در این شرایط خواهرم که دیپلم گرفته بود، در یک شرکت خصوصی مشغول کار شد تا بتواند کمک خرج مادرم باشد و جهیزیه اش را تهیه کند.

من هم که تلاش آن ها را می دیدم، از خودم خجالت می کشیدم و از مادرم می خواستم اجازه بدهد تا من هم در بیرون از منزل کار کنم، اما او معتقد بود من باید به تحصیلاتم ادامه بدهم تا به خوشبختی برسم. اما در این میان، من از حدود یک سال قبل با جوانی به نام «امید» در شبکه های اجتماعی آشنا شده بودم، به طوری که او با مهربانی و شیرین زبانی هایش کمبودهای عاطفی ام را جبران می کرد.

امید مدعی بود در یکی از شرکت های پخش دارو فعالیت می کند و سود زیادی نصیبش می شود. در همین روزها امید از من خواست در زمینه فروش دارو با او شریک شوم و درآمدمان را نیز تقسیم کنیم. این بود که به پیشنهاد امید حساب بانکی باز کردم تا او سود حاصل از فروش دارو را به آن حساب واریز کند اما او بعد از افتتاح حساب، کارت بانکی و رمز حساب را از من گرفت تا برای واریزو برداشت پول مشکلی نداشته باشد. او ادعا می کرد باید با این حساب کار کند تا بتوانیم برای فعالیت های اقتصادی بیشتر دسته چک تهیه کنیم.

با آن که یک سال از این ماجرا می گذرد اما او هیچ سودی به من نداده است و ادعا می کند با سود حاصل از فروش داروها دایره فعالیتش را گسترده کرده است. این در حالی بود که ارتباط عاطفی من و امید نیز هر روز بیشتر می شد تا جایی که حتی عکس و تصاویر خصوصی ام را در اختیارش می گذاشتم.

او که ادعا داشت قصد ازدواج با مرا دارد، در جریان ریز و درشت مسائل خانوادگی ما قرار گرفته بود و من هم چیزی را از او پنهان نمی کردم. روزها به همین ترتیب سپری می شد تا این که از نیروی انتظامی با من تماس گرفتند و از من خواستند توضیحاتی را درباره حساب بانکی ام به آن ها ارائه کنم. من که می دانستم کارت و رمز آن حساب در دست امید است، حیرت زده به پلیس مراجعه کردم.

آن جا بود که فهمیدم امید با عکس شخصی و حساب بانکی من یک کانال همسریابی به راه انداخته است، به طوری که مردان بسیاری فریب او را خورده اند و پول های زیادی را از دست داده اند. این بود که بلافاصله با تنها شماره تلفنی که از امید داشتم با او تماس گرفتم و ماجرا را برایش بازگو کردم اما امید با شنیدن موضوع کانال همسریابی، گوشی تلفن را قطع کرد و دیگر پاسخم را نداد.

حالا هم من که هیچ مشخصات دیگری جز همین شماره تلفن از او ندارم، در مخمصه وحشتناکی افتاده ام و نمی دانم چگونه خودم را از این گرداب هولناک نجات بدهم و ... شایان ذکر است، به دستور سرهنگ معطری (رئیس کلانتری قاسم آباد مشهد) پرونده این دختر جوان برای بررسی های کارشناسی و قضایی در دایره مددکاری اجتماعی مورد رسیدگی قرار گرفت.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
محمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
2
7
باز ما آقایان با احساسات یک خانم بازی کردیم و آن خانم هم گول خورد
پاسخ ها
سلطان
| |
۲۰:۱۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
میدونید چرا این خانومها مدام گول میخورند؟
چون در اصلی ترین مکان یعنی مدرسه به آنها یاد داده نمیشود که پسرها چه هستند و چی میخوان.
پدر و مادرها هم که همه حیا دارند و اصلا نمیتونند چیزی یاد دخترشون بدهند.
فامیل دور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۰
0
0
من نمیدونم چرا بعضی ادما اینقد ساده لوح هستن و تا یکی روی خوش بهشون نشون میده سریع گول میخورن..
دوستان عزیز الان تو این زمانه وقت سهل انگاری نیست..باید در همه کارهاتون درصد کلاهبرداری طرف مقابل رو بدید حتی اگه با یه دوست دارید معامله میکنید حتما الزامات قانونی رو رعایت کنید.. پول قرض میدید حتما چک و سفته بگیرید.. ماشین و خونه میفروشید یا میخرید حتما در همه کارها رو در دفترخانه رسمی انجام بدید.. از سایتها و برنامه های خرید اجناس دست دوم اگه خرید میکنید حتما این احتمال رو بدید که طرف مقابلتون ممکنه دزد یا خفت گیر باشه و بیاد جنسی که واسه فروش گذاشتید رو به زور ازتون بگیره یا خفتتون کنه یا اگه برای خرید جنس یا کالایی به ادرس فروشنده میرید به هیچ وجه وارد خونه یا پارکینگ نشید و تو خیابان معامله رو انجام بدید ...
هنگام حضور فرد ناشناس جلوی در تحت هر عنوانی مثه پلیس یا مامور گاز یا تلفن و غیره تا شناسایی کامل هویت فرد از باز کردن درب خونه جدا خودداری کنید. اگه نتونستید شناسایی شون کنید بگید زنگ اپارتمان مدیر ساختمان یا یه همسایه تون که میدونید مرد یا پسر بزرگ تو خونه داره رو بزنه .. به هیچ وجه خودتون در رو باز نکنید ممکنه بیاد تو خونه تون دزدی یا ازارتون بده..
تابناک بی زحمت درج کن شاید به درد یه نفر بخوره
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
نیازمندیها
بلیت هواپیما چارتر