شعر یک بانو برای همسرش که در منا جان باخت
bato-adv
کد خبر: ۱۲۵۵۷
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: 2015 September 26    -    ۰۴ مهر ۱۳۹۴ - ۲۱:۱۰
شعری تاثیرگذار از بانوی شاعره ایرانی نفیسه السادات موسوی برای همسرش که در منا جان باخت منتشر می شود.

متن شعر که در گروه‌های تلگرامی ارسال شده منتشر می شود.


چمدان را که جمع می‌کردیم،

هرکسی یک نفس دعا می‌خواست

پسرت عاقبت به خیر شدن

دخترت اذن کربلا می‌خواست...

اسم‌ها را نوشته بودی تا،

هیچ قولی ز خاطرت نرود

مرد همسایه شیمیایی بود،

همسرش وعده‌ی شفا می‌خواست!

من که این سال‌ها قدم به قدم،

پا به پای تو زندگی کردم

در خیالم دمی نمی‌گنجید،

دل بی طاقتت چه‌ها می‌خواست...

تو شهادت مقدرت بوده،

گرچه از جنگ زنده برگشتی

ملک الموت از همان اول،

قبض روح تو را مِنا می‌خواست!

عصر روز گذشته در عرفات،

در مناجات عاشقانه‌ی خود

تو چه گفتی که من عقب ماندم؟؟

که خدا هم فقط تو را می‌خواست؟!!!

ما دوتن هر دو همقدم بودیم،

لحظه لحظه کنار هم بودیم

کاش با هم عروج می‌کردیم،

کاش می‌شد...

اگر

خدا

می‌خواست...
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
معصومه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۵
0
7
بغض گلویم را میفشرد حرفی برای گفتن ندارم انا لله وانا الیه راجعون
زیبا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۵
0
4
خدا ایشون رو قرین رحمت کنه، انشاالله..
خیلی سخته...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۵
0
3
گذشته از حس ناب و حزنی که در شعر وجود دارد وزن و بحر انتخابی نیز بسیار هنرمندانه است. برای همسر این شاعر عزیز از خداوند منان علو درجات و برای خانواده داغدیده طلب اجر و صبر می نمایم.
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
نیازمندیها
دریافت کد بورس رایگان
بلیت هواپیما چارتر