جالبناک: و اما کابرد «نمی دانم» در ایران!
bato-adv
کد خبر: ۷۸۸۷
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: 2015 August 25    -    ۰۳ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۹
شايد يكي از مشكلات شايع در ايران توهم دانستن باشد. بخصوص در حيطه هایي مانند فلسفه، روانشناسي و اساسا مقوله تفكر که بیشتر در این دو رشته بحث می شود. تعداد ايرانيانی که مدعي متفكر بودن هستند، احتمالاً بيش از تعداد ايرانيانی است که مدعي تسلط به انتگرال هستند، چرا؟
جالبناک: و اما کابرد «نمی دانم» در ایران! یک متفکر نقاد کمتر می خندد و کمتر مضحکه می شود
 
شايد يكي از مشكلات شايع در ايران توهم دانستن باشد. بخصوص در حيطه هایي مانند فلسفه، روانشناسي و اساسا مقوله تفكر که بیشتر در این دو رشته بحث می شود. تعداد ايرانيانی که مدعي متفكر بودن هستند، احتمالاً بيش از تعداد ايرانيانی است که مدعي تسلط به انتگرال هستند، چرا؟

دلايل متعدد است، ولي يكي از دلائلش اين است كه بسياري از علوم واژگان مخصوص خود را دارند، ولی در بحث تفكر ـ چه از دید فلسفه چه روانشناسی ـ‌ واژه هاي متداول در بین مردم مثل نقل و نبات استفاده مي شود مانند شفاف بودن، مرتبط صحبت كردن، دلايل كافي، استدلال منطقی، سفسطه و.... .

همين اصطلاحاتي كه هر كسي از بي سواد تا بظاهر با سواد و دانشگاهي دائم در هر كوي و برزن به كار مي برد، اين توهم را در وي ايجاد مي كند كه وي مي داند شفاف بودن یا کفایت دلايل چيست، استدلال معتبر چيست و اساساً درست فكر كردن چيست؟! ولي كسي در مهماني از انتگرال بحثي نمي كند چون اكثراً نمي دانند چيست؛ بنابراين از ايراني جماعت بپرسي انتگرال چيست، مي گويد نمیدانم (البته بیشتر احتمال دارد که بگوید يادم رفته،چون نمي دانم در ايران كاربرد كمي دارد) ولي اگر بپرسي تفكر  چيست بلافاصله شروع مي كند به توضيح.

عزيزان، اگر انتگرال كتاب خود را دارد، تفكر هم كتاب خود را دارد،‌ اگر انتگرال کمی پیچیده است و با بزرگ شدن در جامعه و تجربه های معمول آن را یاد نمی گیریم تفكر هم بسیار پیچیده است و با تجربه های معمول زندگی آن را به خوبی یاد نمی گیریم. البته يك چيزهايي را جسته گريخته مي آموزيم، ولي در نظام آموزش و پرورش و دانشگاهي دوره مستقل و اصولي براي آموزش اين مقوله نداريم. خودمان هم عموما در مورد آن مطالعه نمی کنیم. مطالعات نشان می دهد متوسط مطالعه هر ایرانی حدود ... دقیقه است و رمان از کتاب هایی است که بالاترین رتبه را دارد! بنابراین بطور نظام مند تفکر را نمی آموزیم.

جالبناک: و اما کابرد «نمی دانم» در ایران!


اصلا بياييد يك آزمون ساده بكنيم، ببینیم چقدر با تفکر آشنا هستیم؛ این را هم میدانیم که با یک آزمون نقلی نمی توان نتیجه قابل اعتمادی گرفت، ولی برای تلنگر شاید بد نباشد. پنج دقيقه وقت دارید تا پنج خطاي رانندگي و پنج خطاي تفكر را براي خود بازگو كنيد. اين تحقيق بارها انجام شده، (‌البته نتايجش منتشر نشده). اكثر افراد ‌در كارگاه هاي تفكر كه تماماً دانشگاهي بودند، بلافاصله خطاهاي رانندگي را مي گويند ولي در مورد خطاهاي تفكر هي من من مي كنند! حتي اگر نخواهيم پنج تا از اسامي خطاهاي فكر را ‌كه بسيار زياد است (تعداد مغالطات بيش از 400 و تعداد خطاي شناختي بيش از 80 عدد) را عینا بگويند و فقط بخواهیم آنها راتوضيح دهند، باز‌ مشكل دارند. البته حفظ كردن اسامي (480 تا!) توصيه معقولي نيست، ولي توصيه شده چند مورد شايع را كه روزمره به كار مي بريم بدانيم. بقيه را لازم نيست به اسم بدانيم بلكه كافي است بدانيم چطور رخ مي دهد و در عمل هم از رخ دادن آن جلوگيري كنيم و البته به نسل بعد آموزش دهیم.

حالا سؤال: اگر كسي خطاهاي مهم رانندگي را نداند شما با او  ‌همسفر مي شويد، يا جرأت نميكنيد در ماشين وي بنشينيد؟ احتمالاً نمي نشينيد. كسي كه خطاهاي رانندگي را نداند راننده خطرناكي است.

سؤال بعدي: اگر كسي خطاهاي فكر را نداند از فكر او چقدر مي توانيد استفاده كنيد؟ خودش چقدر مي تواند از فكرش استفاده كند؟ آيا فكر كردن او مي تواند خطرناك باشد؟ جواب مثبت است. به دور و بر خود نگاه كنيد و نتايج اين فكر كردن هاي غلط را ببينيد. بنابراين آدمي كه فكر كردن را در حد قابل قبول نمي داند بالقوه خطرناك است! مثلاً استدلال مي كند (‌به غلط و به زعم خودش درست) كه در زمان موتور سواري كلاه ایمنی لازم نيست چون ديدم را محدود مي كند!... استدلال مي كند (‌به غلط) كه سيگار مي كشم چون مقدار كمي نيكوتين براي بدن مفيد است! استدلال مي كند ( به غلط) كه روي غذاي چرب آبليمو بخوريد تا آن را بشورد و ببرد و دچار سكته نشويد (يادمان باشد چربي در باز حل مي شود نه اسيد!!) استدلال هاي غلط (‌ که به آن مغلطه، مغالطه يا سفسطه هم می گویند) دور و بر ما پرند.

به قول فیلسوفی چقدر سخت است مغلطه نکردن! برای کاهش آن چه باید کرد؟ لازم است مهارت شناخت و انگيزه و مهارت به كار نبردن آنها را بيابيم. چرا؟ چون استدلال ( بعنوان عمل اصلي تفكر) مقدمه تصمیم من و شماست. ما استدلال می کنیم و سپس تصمیم می گیریم. بنابراین استدلال غلط مي تواند منجر به تصميم غلط شود. حال مجدداً به دو رو بر خود نگاه كنيد، ببينيد چقدر تصميم غلط مي بينيد، شايد يك دليل آن مقدمات غلط آن باشد. آن مقدمات چيست؟ استدلال و اساسا تفكر، چون یکی از اعمال اصلی فکر ما، استدلال است؛ بنابراین استدلال(فکر کردن) غلط می تواند منجر به تصمیم غلط شود.

جالبناک: و اما کابرد «نمی دانم» در ایران!

ولی ظاهراً در ايران این پيش فرض هست ما كه فكر كردن بلديم حالا برويم دنبال بقيه كارها! البته براي كارهاي ساده اي مثل راه رفتن ( البته اصولش باز كتاب دارد) يا پرواز با گلايدر مطالعه كمتر لازم است و تجربه عموماً جواب مي دهد. ولي براي يادگيري خلباني با يك هواپيماي پيچيده اي مانند ايرباس شما نمي توانيد فقط با تجربه كردن ياد بگيريد! تفكر هم مقوله پيچيده اي است و تجربه براي يادگيري آن كافي نيست. شايد به همین دليل است كه در بعضي از كشورها تفكر را با عناوين مختلف مانند تفكر نقاد (نامی که ما انتخاب کردیم و سری کتاب های این گروه به این نام است)، فلسفه براي كودكان، مهارتهاي تفكر، اموزش تفکر سطوح بالا و... از سنین پایين ( حتي قبل از مدرسه) توسط افرادی که به فلسفه ویا روانشناسی آموزش تسلط دارند، آموزش می دهند.

بنابراين،‌ توهم دانستن را كنار بگذاريم. اگر در مدرسه،‌ در دانشگاه، در كتابخانه شخصي و يا از طريق اطرافيان در مورد تفكر صحيح آموزش نديده ايم، احتمالا بلد نیستیم (تازه اگر آموزش ديده باشيم هم معلوم نيست بلد باشيم كما اينكه بچه های ما که 12 سال در مدارس درس میخواند، نه بلد است درست استدلال کند نه مسائل روزمره را حل كند. كلي حفظيات بلد بوده است كه بر اساس مطالعات بعد از شش ماه كمتر از 10% آن را مي تواند بياد آورد!).  بنابراین بهتر است پيش خودمان اعتراف كنيم شايد من تفكر بلد نباشم حداقل در حد خوب. بعد از اين كه توهم را در خود از بين برديد، حالا در مورد تفكر كتاب هاي معتبر را بياييد و بخوانید و تمرين كنيد، تمرین کنید و تمرین کنید. تفكر مانند ياد گرفتن بسكتبال است يك مهارت است. سر كلاس و با خواندن كتاب ما بسكتباليست یا متفکر نمي شويم. تازه شروع است براي خروج از جهل مركب ( كه فكر مي كردم مي دانم) به جهل ساده (‌مي دانم كه نمي دانم). بسم الله.

دكتر اكبر سلطانی، مسئول گروه تفکر نقاد ابن سینا
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۴ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۳
1
23
دمت گرم ..

من خیلی وقته فهمیدم که نمیدانم...


اما راههای یادگیری را هم نمیدانم..

چون باید کار کنم یه لقهمه نون در بیارم برای خودم و کسایی که به ما وابسته هستند که اول زنده بمانیم..

فعلا ما در تفکر زنده ماندن هستیم..

چون فرصتی ایجاد نمیشود که از این تفکر بالاتر برویم.

زمینه ها باید ایجاد بشود ..
محیط ما اتفاقا محیطی است که به ما آموزش نادانی میدهد

فلسفه ی یادگیری و آموزش و فکر کردن ما نداریم.


فلسفه ی در کشور ما فلسفه ی تقلید است
پس مادامی که این فلسفه تقلید باشد

نادانی در کشور ما در حال گسترش است

زنده باد تفکر درست و مثبت
پاسخ ها
نيما
| |
۰۱:۱۵ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۹
فلسفه كشور ما فلسفه تقليد نيست.
حتي در اسلام تقليد در اصول دين حرام است.
دليلي ندارد همه فيلسوف شوند،كما اين كه در هيچ جاي دنيا همه همه كاره نمي شوند و اين يكي از رموز پيشرفت انسان در طول تاريخ تمدن بوده است.

اشتباه ما اين است كه فكر مي كنيم بايد همه در علوم انساني متخصص باشيم.درصورتي كه همان طور كه در علوم پزشكي به پزشك اعتماد مي كنيم يا در علوم ديني به مرجع تقليد اعتماد مي كنيم، در علوم انساني هم بايد به فلاسفه و روشنفكران اعتماد كنيم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۳
0
8
نظر شما رو تاييد ميكنم و اضافه ميكنم كه ريشه همه مشكلات و كرفتاريها در جهل مركب است منم به اين نتيجه رسيدم كه خيلي از تصميمات رو به خاطر تفكر اشتباهم يا ربط دادن فكرم به احساسم يا حتي بدون توجه به اينده تصميماتي كرفتم كه خيلي از زندكي عقب افتادم اي كاش اكر راهكار تفكر درست را بيان نكرده بوديد حداقل جند كتاب خوب معرفي ميكرديد به اميد تغيير منطقي و درست در تفكرمون
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۴
0
2
عالی بود
بسیار زیاد
این همه مطلب تو این سایت ها میخونیم، تا حالا به این مقوله برخورد نکردیم.
توهم دانستن در خون مردمان ایران هست...متاسفانه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۲ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۵
0
1
وقتی که ما فردی رو با اکثریت انتخاب می کنیم که در همه زمینه کارشناس هست از خودمون توقعی نیست که در عین نادانی توهم فیلسوفی داریم
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار